تا زمان ناصر الدين شاه به عقيده مردم، آن هم مردمي که سواد داشتند و در صدر امور بودند، آمريکا در زير زمين واقع بود و فکر مي کردند با حفر يک چاه دويست ذرعي به اين سرزمين خواهند رسيد. فتحعليشاه قاجار در زمان دريافت استوارنامه سر هارد فورد جونز اولين سفير بريتانيا در ايران، ضمن سوال از اوضاع انگليس و جهان پرسيد: «راستي آقاي سفير اينکه مي گويند ينگه دنيا در زير زمين است، حقيقت دارد و آيا اگر من دستور بدهم در اين قصر يک چاه دويست ذرعي بکنند، به ينگه دنيا خواهم رسيد؟» مستر جونز که هاج و واج مانده بود به شاه گفت: «اصلا ربطي به کندن زمين ندارد و ما با کشتي به آمريکا سفر مي کنيم» فتحعليشاه با شنيدن اين پاسخ اوقاتش تلخ مي شود و مي گويد: «معلوم است حواست پرت است، سفير عثماني براي من قسم خورد که اگر دويست ذرع زمين را بکنيم به ينگه دنيا مي رسيم!»

گذشت و گذشت تا اينکه در سال ۱۸۸۳، چستر آرتور رئيس جمهور جمهوريخواه آمريکا به خاطر همجواري ايران با عثماني و روسيه، شخصي به نام آقاي بنجامين را به عنوان اولين سفير ايالات متحده روانه تهران کرد. بعداز مدتي ناصرالدين شاه به فکر تعيين سفير لايقي براي نمايندگي ايران در آمريکا افتاد و بعد از مطالعات زياد و احضار چند تن از رجال، کسي حاضر به عهده دار شدن اين ماموريت خطير نشد. دليل عمده اين بي علاقگي هم ترس عده اي از رجال بود که خيال مي کردند اگر به آمريکا بروند، مثل اين است که در ته چاه رفته اند و خروج از ته چاه هم مشکل است. به هر حال ناصرالدين شاه توانست در سال ۱۸۸۸ يکي از فرزندان ميرزا آقا خان نوري را که حاجي حسينقلي خان صدر السطنه نام داشت را به عنوان سفير کبير ايران روانه واشنگتن کند...ادامه مطلب

..............................................

« یلدا شب زایش دوباره خورشید »


انجمن فرهنگی – اجتماعی ستین برگزار میکند
همتباران و هم میهنان گرامی، شب یلدا از کهن ترین جشنها ی سنتی ما ایرانیان است، ما در کنار و به همراه شما، جشن زایش خورشید درسرزمینهای میترایی را با شادی و سرور برپا میداریم.

اجرای برنامه به همراه موسیقی زنده، رقص و ترانه های محلی

زمان: شنبه 2008-12-20  ( بیستم دسامبر ) ساعت 19:00 تا پاسی از شب

مکان: رستوران یلبو ...مطلب کامل/ فارسی // svenska

.............................................................

تندیس ۴ متری کورش در پارک المپیک سیدنی

كوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، همچنین معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است؛
ایرانیان، کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح ‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.
واژهٔ کوروشنام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است

در زبان لاتین: سیروس Cyrus؛"صورت لاتین نام کوروش به فارسی بازگشته و به عنوان نام پسران در ایران استفاده می‌شود"دورهٔ جوانیتبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر " آنشان " (شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی، محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است؛ بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته ‌است؛ پس از مرگ او، فرزندش "چا ایش پیش" به حکومت...ادامه مطلب

............................................

نام لرستان، نماد هویت و هستی ما

"ابراهیم خدایی"

روزی روزگاری مردمی بودند و نامی داشتند، نام خویش مقدس و عزیز می‌دانستند، بدان می‌بالیدند و تلاش آنها این بود که هرجا فضلی و هنری از ایشان صادر می‌شود جز بدین نام نامور مباد.

            همین بود که اجازه ندادند اتابکان لر بزرگ و لر کوچک نامی دیگر گیرند، برخی منابع کوشیدند نام ایشان را مثل همه سلسله­های پادشاهی منطقه از روی طایفه و خاندانی برگزینند (چه لر بزرگ از هزارسفیان بود و لر کوچک از آل خورشید) اما نتوانستند، تا «لر» تقریبا تنها نام قومیتی ایرانی باشد که نام آن بر قدرتی سیاسی و دولتی نهاده شده است، این نه در میان سلسله­های ترک سابقه داشت و نه در سلسله های کُرد و پارس و گیلک و.. این اقوام همواره نام دولت خود را از دل طایفه‌ای بر می‌گزیدند نه تمامیت قومیت خویش، این لرها بودند که حکومت منطقه­ای خود را به نامی جز لر نامور نکردند.

            پس از دوره اتابکان که نزدیک به نیم هزاره طول کشید باز حاضر نشدند که سلسله کم قدرت­تر ولایت خویش را به صفتی جز «لرستان» مزین کنند و این شد که مابقی تاریخ لرستان تا روزگار معاصر زیر بیرق «والیان لرستان» بود گرچه می‌توانست با نام و نشان طایفه­ای هم مأنوس شود اما نشد و اگر بود کلمه «فیلی» فقط صفتی زاید بر لرستان بود تا از مابقی اراضی لرنشین مشخص شود.

            هرچند مستبدان و غاصبان صفوی و افشاری و مخصوصا قاجاری چشم دیدن بزرگی و حشمت و یکپارچگی لر بزرگ را نداشتند و آنرا تجزیه کردند اما لر بختیاری و لر کهگیلویه هیچگاه از پیشوند لری خود دست نکشیدند.

            همین بود که ادیبان و درویشان برخواسته از این دیار هیچکدام به صفتی غیر از لر و لره و لرستانی راضی نشدند از بابالره لرستانی (زهی سعادتا که نام لر دوبار در نامت تکرار شود) تا شاه‌خوشین لرستانی، تا خان‌الماس لرستانی تا طاهرهلره و فاطمه‌لره، و ده‌ها کس دیگر اگر لقب لر و لرستانی نداشتند الآن در این وانفسا به سادگی از سوی بدخواهان این آب و خاک نادیده گرفته شده بودند و تعلق ایشان از سرزمین لرستان و قومیت لر دریغ می‌شد!

            کسی نتوانسته آثار باستانی لرستان را جز با نام «مفرغ لرستان» عرضه کند ورنه می‌شد آن را به نام غاری یا محوطه‌ای باستانی یا سلسله‌ای باستانی (مثل کاسیت و عیلام و..) هم معرفی کرد...ادامه مطلب

 

............................................................

رینولدز نخستین کاشف نفت در ایران

اولين كارشناس نفتي اي كه دقيقاً 147 سال قبل ( يعني سال 1855 ميلادي ) از منطقه مسجد سليمان كه در آن موقع كوهستاني خالي از سكنه بود ديدن كرد و اهميت حوضچه هاي نفت آلوده به قير آن را ارزيابي نمود، يك مهندس زمين شناس بود به نام لوفتوس (Loftus ) وي هفت هفته در آن محدوده همراه با چند تن تكنيسين و محافظ به سر برد و حوضچه هاي (apageSe ) قير و نفت را به دقت بررسي و آزمايش كرد و بعداً مقالاتي پيرامون آن انتشار داد.

" لوفتوس " در سري مقالات خود اظهار نظر كرده بود، كه احتمالاً تعداد فراواني از اين مخازن در كوههاي بختياري ، در فاصله هائي بين آتشكده كهن و مرموز " سرمسجد " و كوههاي آسماري (بين مسجد سليمان وهفتكل ) ، كه به طور طبيعي و خودكار، قير از حوضچه هاي بي شمار آن تراوش مي كند، هميشه وجود داشته است . ( ويرانه آتشكده كهن زردشتيان، مورد بازديد همگان قرار مي گيرد ) باري لوفتوس مي افزايد آن حوضچه ها در مناطق شوره زار و زمين هاي غير قابل كشت، در پشته هاي پيچيده و مرتفع و سنگهاي سياه، سنگهاي مارل، سنگهاي گچي و سنگهاي آهكي وجود دارند. و توضيح مي دهد: روش ساده و ابتدائي استخراج قير معدني را چند تن از خانواده اي از سادات شوشتري ابداع كرده بودند. آنان را ساكنان خوزستان به نام سادات قيري مي شناختند. آنها حق .انحصاري استخراج را از آغاز به دست آورده بودند...ادامه مطلب

 

............................................

حماسه تاج الملوک چگینی در قزوین

 

ایلات لر و لکی که امروزه در قزوین و اطراف آن ساکن  نقش تعیین کننده ای مخصوصا در دوران قاجار در تاریخ قزوین داشته اند.
یکی از برجسته ترین فرازهای تاریخی این اقوام که در دوران مشروطه در قزوین خلق شده است حماسه ایست که  توسط شیر زنی از ایل چگینی به نام تاج الملوک چگینی بوجود آمده است که در زیر شرح مفصل آن آمده است:

تاج الملوک چگینی :
یکی از مناطقی که در ایام مشروطه  نقش تعیین کننده ای در تاریخ کشور ایفا کرد قزوین بود این شهر در مسیر حرکت مشروطه خواهان گیلانی به سرکردگی محمد ولی خان سپهسالار قرار داشت این آزادیخواهان که نقشه فتح تهران را داشتند برای این مهم به ناچار می بایستی ابتدا قزوین را فتح می نمودند .
مشروطه خواهان گیلان در اردیبهشت سال1288هجری شمسی پس از درگیری هایی که طول مسیر قزوین رشت با ماموران دولتی و هواداران محمد علیشاه داشتند ،قزوین را تصرف کردند، دراین ایام در  شهر قزوین اتفاقاتی رخ داد که  ایلات لر و لک قزوین در آن تاثیر بسزایی داشتند . از این افراد می توان به حاجی خان سالارحشمت غیاثوند(غیاث نظام) رئیس ایل غیاثوند و-ناصرخان و قدرت اله خان غیاثوند -فرزندان غیاث نظام و تاج الملوک چگینی -همسر غیاث نظام - وهمچنین مسیح خان کاکاوند، سرکرده ایل کاکاوند اشاره نمود...ادامه مطلب  

 

.........................................

نامه های پدرم


سلطنت اعظمی


پنج ساله بودم که پدرم علیرضا اعظمی ، از سران طایفه بیرانوند را در منزل بروجرد دستگیر و به تهران بردند . تاریخ دقیق دستگیری پدرم یادم نیست . فکر می کنم حدود سال 1312 بود . امّا یادم هست که مرتضی خان و نصرت الله خان از اقوام نزدیک و جوان ما را هم همراه پدرم دستگیر کردند.
سه روز از دستگیری پدرم نگذشته بود که یک ماشین باری با چند تا نظامی جلوی خانه ما ایستاد ، گفتند پدرم در تهران خانه گرفته و همه باید برویم پیش او . مادر نصرت الله خان ، عجیده خانم داد و بیداد راه انداخت که « خودش کجاست که شما آمدین دنبال ما ؟ »
عجیده خانم ، عمه پدرم زن کارآمد و معتبری بود که در تصمیم گیری های ایل نقش مهمی داشت و در غیاب مردان ، رئیس خانواده به حساب می آمد . امّا سرپیچی و مقاومت بی فایده بود . به زور اثاث ما را بار کردند . مادرم که بعد از طلاق از معین السلطنه – حاکم لرستان منصوب رضا شاه – با سه فرزند پسر ، زن پدرم علی رضا خان شده بود در خانه ماند و من همراه عجیده خانم و چند تن از خویشان با همان ماشین باری رفتیم به تهران . یادم نمی آید چند روز طول کشید تا به تهران رسیدیم . امّا یادم هست که خیلی به من سخت گذشت  راه تمامی نداشت . به تهران که رسیدیم ما را بردند توی یک زندان . نمی دانم کجای تهران بود . خیلی بزرگ بود و پر از درخت با یک حوض بزرگ و حیاطهای تو در تو و پر از اتاق . دو تا اتاق هم به ما دادند . امّا اثاث را ریختند توی یک انباری و فقط رختخواب ها را برای ما گذاشتند .
روزها یکی از نگهبان ها ما را می برد تو حیاط ، مثل یک گردش علمی ما را می گرداند . دور تا دور یکی از حیاط ها پر از اتاق هایی بود تنگ که درش را باز می کردی شبیه به کمد سه طبقه بود . نگهبان می گفت ، « زن های خراب رو میندازن توی این اتاق ها و درش رومی بندن .»
من از این اتاق ها می ترسیدم ، امّا هیچ وقت هیچ زنی را در آن ندیدم .
یک روز آمدند دنبال عمه ام عجیده خانم ، هر جا می رفت مرا هم با خودش می برد . دیدم توی حیاط یک نفر با سبیل و کلاه مشکی شیر و خورشیدی روی صندلی نشسته . سپهبد امیر احمدی بود ، بهش می گفتند امیر سپهبد . جلو عمه ام تمام قد بلند شد و سلام کرد . این قدر این ماجرا و حرف ها میان کسانم تکرار شده که خوب یادم مانده که عمه ام گفت ، « چه سلامی ! چه علیکی ! جوانمردیت کجا رفت ؟ قول و قرارت کجا رفت ؟ بچه هایم رو چه کردی؟ »
امیر سپهبد دستهایش را گذاشت روی چشم هایش و گفت ، « چشم درست می شه ! بچه هایت همه سالمند و سلامت ! »
چشم هایش زرد بود . مرا با دست های گنده اش کشید و به زور بوسید . هم بدم آمد ، هم ازش می ترسیدم .
بعد از دو سه روز ما را دوباره با گاری و اثاثمان بردند به یک خانه در محله چراق برق ، نزدیک زندان کلانتری در میدان توپخانه . ستوان جوانی رئیس زندان بود و هر جمعه به ما ملاقات می دادند . اول نمی دانستم ملاقات یعنی چه . در ساختمان کلانتری از دالان درازی می گذشتم تا می رسیدیم به اتاق مأمورها و بعد پدرم را می آوردند . رئیس زندان و مأمورها هر دفعه مرا به زور می بوسیدند و من خیلی بدم می آمد . از همه آنها بدم می آمد .
بعد از سالیان دراز هر وقت از آنجا رد می شدم ، یاد آن روزها و پدرم می افتادم . امّا حالا چند سال است که در آن محل مترو ساخته اند و دیگر کلانتری و زندان قابل شناسایی نیست...
ادامه مطلب

 

.....................................................

سرگذشت تاريخي اتابكان لر كوچك از دوران خوارزمشاهيان تا پهلوي

aflak


الف : اتابكان لر كوچك در زمان خوارزمشاهيان ، مغولان و تيموريان

1- شجاع الدين خورشيد
شجاع الدين خورشيد بن ابوبكر محمدبن خورشيد ، از طايفه چنگروي درسال 570 قمري ، وبا پيوستن به حسام الدين شوهلي ترك ، ( حكمران وقت خوزستان ولرستان ) به امارت رسيد وبا تشكيل دولتي نيمه مستقل در غرب پايه حكومت اتابكان لر كوچك را مستحكم كرد .
در ميان طايفه او اختلاف زيادي وجود داشت وگروهي عليه شجاع الدين طغيان كردند .شجاع الدين نيز پسرش پسرش حيدر را مامور سركوب آنان كرد . حيدر قلعه – دزسياه – رامحاصره كرد ولي دراين جريان كشته شد . شجاع الدين ، به خونخواهي پسرش با سپاهي عازم جنگ شد و از شدت خشم عده زيادي ازشورشيان را كشت . دشمنانش به خليفه عباسي شكايت كردند وخليفه فرمان عزل اورا صادر كرد . شجاع الدين ، كه مخالفت با خليفه را مناسب نديد ، برادرش نورالدين محمد را ، جهت عذرخواهي به بغداد فرستاد. ولي نورالدين ، به دستور خليفه ، زنداني و آزادي او موكول به تسليم قلعه مانگره شد . اتابك شجاع الدين ، براي جنگ با خليفه آماده شد . سپاهيان خليفه ، دژ اتبك را محاصره كردند وشجاع الدين طي نامه اي كه به فرمانده سپاه فرستاد ، از خليفه تقاضاي عفو كرد وبالاخره به شرط واگذاري دزسياه وشهر طرازك به يكي از سرداران خليفه با ادامه حكومت وي موافقت شد ، و شجاع الدين 30 سال ديگر با قدرت ، فرمانروايي كرد. در سالهاي آخر حكومت او ، تركان بيات ، كه در غرب ايران مي زيستند به قلمرو اتابك تاختند وخسارتهاي زيادي بر جاي گذاشتند . شجاع الدين پسرش بدرالدين وبرادر زاده اش سيف الدين رستم را ، براي سركوب تركان بيات به حوالي بروجرد فرستاد. سپاهيان اتابك در اين جنگ پيروز شدند وامير بيات اسير ، وقلمرو او ضميمه سرزمين اتابكان شد .بدرالدين به خاطر اين خدمت ، از سوي پدر به جانشيني انتخاب شد . سيف الدين كه از اين انتخاب ناراحت شده بود ، شروع به توطئه عليه بدرالدين كرده و سرانجام موفق شد كه ذهن اتابك پير را درباره فرزندش مغشوش كند و وانمود كند كه جانشينش از طول عمر پدر خسته شده وقصد كشتن او را دارد . شجاع الدين فريب خورد وبه دستور او ، سيف الدين ، پسرش را محرمانه به قتل رساند . شجاع الدين ، كه سرانجام به بي گناهي فرزند واشتباه خود پي برده بود ، دچار غم واندوه شد و درسال 621 قمري در سن 100 سالگي درگذشت... ادامه مطلب

 

............................................

حجت کسرائیان

آقای حجت کسرائیان هنرمند نقاش و خوشنویس, در سال یکهزار و سیصد و بیست و پنج هجری شمسی در خرم آباد متولد و تحصیلات دانشگاهی خویش را در دانشگاه هنرهای زیبای تهران ادامه دادند، سپس بعنوان مزین کننده و تشریح کننده تصاویر کتابهای کودکان، کتابهای درسی و جلد کتابها مشغول به کار گردیدند. وی تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد بعنوان گرافیست در کشور ژاپن ادامه دادند و همچنین در دانشگاه هنرهای زیبای والند در کشور سوئد موفق به اخذ دومین کارشناسی ارشد خود گردیدند.

نمایشگاه آثار حجت کسرائیان در کشورهای متفاوتی از جمله ایران، سوئد، نروژ، انگلستان و دیگر کشورها به کرات برگزار گردیده.وی در حال حاضر مشغول به کارهای تحقیقی در زمینه فلسفه و تاریخ هنر میباشند

در اینجا برخی از آثار وی را مشاهده مینمائید

برخی از آثار آبستراک ایشان را مشاهده کنید

...................................................

این قافله عمر عجب میگذرد!
نوشته: محمد حسین زاده

نزدیکیهای صبح بود که رسیدیم شیراز، «ساک در دست و پتو زیر بغل». همگی رفتیم سراغ یکی از این هتلهای بی ستاره همان دور و بر دروازه اصفهان که لامپهای مهتابیش دم به دم باز و بسته میشد و اسفالت را رنگ میزد. هوا سوز داشت گرسنه هم بودیم و بیخوابی توی اتوبوس ایرانپیما هم رویش. دیروز عصر که از اهواز راه افتادیم تا خود بهبهان شرجی توی هوا موج میزد و حالا سرمای اول صبح شیراز ما را که پیراهن آستین کوتاه تنمان بود بد جوری غافلگیر کرده بود.
        من بودم، مهدی بود، عزیز، شهرام، منصور، پرویز و خیلی های دیگه که قیافه شان از یادم نرفته اما اسمشان چرا. همه بچه های خوزستان بودیم که حالا بعد از شیش ماه تعلیماتی توی پادگان زرهی اهواز، برای خدمت به شیراز آمده بودیم. با مهدی همان توی پادگان آشنا شدم. گاهی گپ و گفتی توی نهارخوری و بعضی وقتها هم سالن ورزش. اندامی ورزیده، صورتی آفتاب سوخته و نگاه گرمی داشت. به همه لهجه های جنوب صحبت میکرد. لری، شوشتری، آبادانی. من توی گروهان یکم بودم و او توی گروهان دوم سپاه دانش پا می کوفت.
..ادامه مطلب

..................................................

تازه ترین تصاویر از کوه یافته خرم آباد

.......................................................

فعالیتهای بومی در میان دانشجویان لر روند رو به رشد داشته است

گفتگوی نشریه اینترنتی لور با بهراد فرخفال

برگزاری شب های شعر و موسیقی لری که آغاز آن را ایراد مقاله های حق طلبانه – که حمایت اصولی دانشجویان را در پی دارد - استفاده از دکورهای سنتی و نمادین و پوشش بومی مجریان ، پخش مستند هایی از شکوه تمدن قوم لر و اتحاد میان قوم لر و بختیاری می تواند تا حدودی بازتاب هویت و عرضه گاه تمدن ما باشد . متأسفانه اگر چه به دلایل رادیکالی از داشتن نشریه لری محروم شده ایم اما در برابر هوچی گری های مطبوعاتی علیه قوم لر ، ایستاده گی کرده و در نشریات مستقل با انتشار ویژه نامه های مکرر به روشن گری اذهان عمومی پرداخته و حس افتخار را در دانشجویان لر به عرصه ظهور می رساندیم . لازم به ذکر است در سال تحصیلی جدید اخذ امتیاز یک نشریه ی لری محتمل به نظر می رسد...ادامه مطلب

.....................................................................

فرهنگ اسطوره ها

هر قوم را فرهنگی است که ریشه در عمری به درازی زیستمندی آن قوم دارد. هر چه عمر درازتر باشد . درک و دریافت زندگی آغازین آن قوم دشوارتر و گستردگی افسانه ها و اساطیر آن افزون تر خواهد بود.

فرهنگ اسطوره ها، نه تنها از دید زیبا شناختی که از نظر گاه تاریخی نیز اهمیت فراوان دارد. بی داشتن چنین داستان های شگفت و ره بردن به درون مایه آن ها، راه رسیدن به چگونگی زندگی، باور و شناخت مبارزه زیست بخش و زیستمند انسان های دیرین دشوار می نماید.

تاریخ از درون اسطوره هاست که واقعیت ها را دست چین کرده و به بیان زندگی انسان های نخستین نشسته است. از راه تجربه و انتقال است که می توان به بالشمندی فرهنگ قومی و فراقومی دست یازید و به اندوخته های آن افزود. بازنگری و بازپرداخت اسطوره ها و افسانه ها، نیاز به بررسی جدی دارد. و کار توان فرسا را طلب می کند...ادامه مطلب

 

.....................................................

فتح قندهار بختیاری

منبع: کتاب گلبانگ بختیاری
      اثر داراب رئیسی
 
تهیه کننده: محمد حسین زاده

نادرشاه افشار در سال  1149 هجری  قمری با سپاهی عظیم به قصد تصرف قندهار عازم هندوستان شد. سپاهیان نادر هرچه کوشش کردند موفق به فتح قندهار نشدند. بقدری محاصره قندهار بطول انجامید که نادرشاه مجبور شد در نزدیکی آنجا شهری بنام نادرآباد بنا کند. تعدادی از سواران بختیاری به فرماندهی علی صالح خان بختیاری که در قشون نادر بودند متوجه شدند که اگر سالیان دراز بگذرد و نادر شاه چند شهر دیگر هم در کنار قندهار بسازد با دخالت لشکر و حمله های معمولی قلعه قندهار فتح نخواهد شد. آنان صبر کردند تا در روز جمعه که اهالی قندهار به نماز رفته بودند، هنگام ظهر برق آسا وجان بر کف به قلعه یورش بردند و قلعه را گرفتند...ادامه مطلب

 

 

..............................................................

نخستین فستیوال بین المللی شعر صلح توسط خانم ری را عباسی

یکی جان ستان است و دیگری جان بخش . یک گلوله حیات یک نفر را به پایان می رساند .  یک شعرخوب یک دوره ازحیات آدمی را نجات می بخشد. من شعر صلح را معشوق همیشگی عدالت و آزادی می دانم. اگرزندگی روزمره انسان ازاین مفاهیم خالی شود انسان برای همیشه اعتبارش را ازدست خواهد داد. برای مقابله با فراموشی و ترس از بی اعتبار شدن کرامت انسانی با دستی خالی ، خالی تر ازکف دست . بدون حمایت مادی ومعنوی ازسوی سازمان یا نهادی , تنها به مدد دوستان نزدیک و خانواده ی صبورم  و درخواستِ کمک ازاساتید مترجم وهیئت داوران که افتخاری برای صلح بوده اند, نخستین دوسالانه  فستیوال بین المللی صلح بنا نهاده شد. من معتقدم در سرزمینی که همه تماشاگرند, همه مقصرند....ری را عباسی.

ما درمرزهای خودمان هستیم , مرزهای خودنگری ها و خودپسندی هامان , در قاب تعصب هامان , در چاچوب حرص و ستم که در ما و برماست و همواره این چارچوب و قاب باعث انکار دیگران می شود و دیگران هم به انکار ما برمی خیزند. جنگهای پایان ناپذیر همواره بر  را بطه و تفوق بر دیگران تدارک می شود , برای اینکه هیچکس  برآنچه دارد قناعت نمی کند . اما صلح کجاست ؟ صلح همواره دور از دسترس است . در دنیایی که ما در ان زندگی می کنیم , رسانه ها پراز حکایت خشونت است . فیلم های که می بینیم , بازی های کامپیوتری که در ان دایره ای رسم می شود و کودکان و نوجوانان با اشاره سرانگشتی  خانه ای , شهری , اردوگاهی را ویران می کند و صدها زندگی ازبین می رود. درواقع ما از کودکان معصوممان سربازهای آینده را پدید می آوریم و این به عنوان  درسی فراگیر درذهن آنها در هر جای دنیا تکرار می شود : بکش تا کشته نشوی . این حس شوم غلبه بر دیگری با نصایح اخلاقی یا پیام های زیبا درمان نمی شود....

سیاست مداران غالبا به زبان ازصلح می گویند و درعمل از جنگ حمایت می کنند . مصلحان , فیلسوفان , ادبا هستند که بیشتر از صلح سخن می گویند . مخصوصا در زمینه ی هنر و ادبیات صلح همواره یکی از مضامین اساسی فرهنگها بوده و به دلیل اینکه ادیبان به معنویتی وابسته هستند که نمی خواهند از آن به قدرت برسند طبیعتا در عالم معنویت بیشتر به صلح وفادار می مانند.  هنر زبان صلح است , شعر زبان صلح است . صلح هنری زیباست  که انسان آرزو می کند ولی تاحال دریک آرزو باقی مانده است....دکتر جواد مجابی

این تصور که می توان انسان را با صفت هوشمند یعنی موجودی منطقی و خردمند تعریف کرد , تصوری نه چندان منطقی و خردمندانه است . انسان دیوانه نیز هست . تاثیرات بی نهایت شدید , هیجان آلود, همراه با شیفتگی ها , خشم ها, فریادها, تغییرات ناگهانی خلق و خو از او سرمی زند. منبعی پایان ناپذیر از آشفته خیالی در خود دارد. قربانی های خونین را کاری پارسایانه می داند. اسطوره ها و خدایان تخیلی خویش را جسمانیت و موجودیت و قدرت می دهد.کانونی پایدار از آنچه یونانیان باستان بی رویه گی می نامیدند , در وجود اوست . دیوانگی انسان سرچشمه ی کین توزی , خشونت , توحش و کوردلی است اما بدون چنین آشفتگی های احساسی و بلند پروازی های تخیلی و بدون این دیوانگی ناممکن ها نیز شاید ممکن نشوند و آنگاه دیگر شاید جهشی , آقرینشی , اختراعی , عشقی , شعری , صلحی وجود نمی داشت .خاصه شعری که انسان در آن درستایش و تمنای صلح باشد . شعری که از مصیبت و فلاکت جنگ و ویرانی رها شده باشد و صلح و آرامش و شادی را بسراید..... اقبال معتضدی

مطلب کامل را از اینجا بخوانید

..............................................................................

تصاویری زیبا از طبیعت لرستان

................................................................................

سمندر لرستانی - فرشته لرستانی

سمندر لرستانی گونه ای میباشد که فقط در کشور ایران- شهبازان لرستان وجود دارد. این گونه در حال انقراض میباشد. نتایج تحقیقات جدید موضوعاتی بسیار ناراحت کننده را در مورد سمندر لرستانی پیش گویی میکند که به شرح زیر میباشد.
بر اساس نتایج تحقیقات نویسنده روی گونه های سمندر كردستانی و سمندر لرستانی, ‌سن نمونه های موزه ای بیشتر از نمونه های موجود در طبیعت میباشد و تراكم جمعیتی این دو گونه سمندر ایرانی به خصوص سمندر لرستانی به حداقل ممكن رسیده است...ادامه مطلب

.......................................................................

 

این هم تصاویری از مردم ما

.................................................

یادی از شامیرزا مرادی، مروارید اقیانوس ها

نوشته ای از هوشنگ سامانی

وقتی صدای سحرانگیز سرنا از لابلای ریتم آرام و موقر دهل سرک کشید، چشمان مشتاق جمعیت، دیدنی بود. خود من با آنکه از کودکی با نوای سرنا و بیشتر کرنا مأنوس بودم، حال دیگری داشتم. لحن سرنای لرستان و مشخصاً شامیرزا مرادی خیلی با شنیده های قبلی من تفاوت داشت. آغازش با نغمه ای در شور و دشتی بود. براحتی می شد لحن موسیقی دستگاهی را در برخی لحظات شنید. گویا شامیرزا با علم به موسیقی دستگاهی عمداً چنین گردش هایی می کرد. اما وقتی به ناگهان سر از سه گاه درآورد، مانند مجنون ها شدیم! اصولاً در مخیله ما دورگردانی ناگهانی از شور به سه گاه نمی گنجید. فقط همان کلیشه های ردیف دستگاهی را شنیده بودیم....ادامه مطلب

 

.................................................

جنگ ممسنی ها و اسکندر مقدونی در شهر کورش

نوشته ای از ابوذر همتی


ارتباط قومي مماسن هاي زمان اسكندر و ممسني هاي امروزي، از اوايل سده ي 18 م(13 ه.ق ) مورد توجه سياستمداران و نظاميان اروپايي قرار گرفت .در ايران نخستين بار روانشاد پيرنيا ، در تاليف تاريخ مفصل ايران باستان ، بخش هايي از تاريخ كورتيوس روفوس(كنت كورس) را كه به قوم مماسن اشاره كرده است به فارسي ترجمه كرد...ادامه مطلب

.....................................................

گذری کوتاه برشرح حالی از مير نوروز شاعر شهير لرستانی
میر نوروز کیست؟

مه میر نوروزم میر دیاری کل تور سی مردمو کنم سواری میر نوروز بدون شک پس از بابا طاهر (و شاید هم قبل از او) مشهور ترین وبزرگترین شاعر لر زبانی است که اشعارش نه تنها در میان لرهای کوچک در لرستان بلکه با اندکی تغییر تک بیتی های او در موسیقی و زبان لرگپه(بختیاری ) نیز راه یافته است می گویند زمانی ژاپنی ها و در حال حاضر هم  چینی ها مدعی بوده و هستند که خانه ای در سراسر کره زمین وجود ندارد که در آن یک وسیله ساخت این کشورها يافت نشود

امروزه  شما لر زبانی را در دنیا نخواهید یافت که حداقل یک بیت از اشعار میر نوروز را دانسته یا ندانسته، تحصیل کرده یا درس نخوانده دربین کلیه اقشار و طیف های مختلف جامعه لرستان نداند و نخواند و زمزمه نکندامتحان و تست این فرضیه مجانی است و مطمئن باشید خالی از لطف نیز نیست....ادامه مطلب

......................................................................

خشخاری: نوشته ای از محمد حسین زاده

همی طور خشخاری نشسته بودم و به آواز «شلیل» گوش میدادم که دیدم یه کلافی توی دلم
شروع کرد به باز شدن و یکهو ازجا کندم و کشیدم رو به آسمون و هی بالا و بالاتر ...ادامه مطلب

نگاهي به مجموعه شعر «بوفت پلنگ» اثر حياتقلي فرخ منش

شعر (فرخ منش) از سرچشمه های زلال فرهنگ زاگرس نشینی آبشخور می گیرد. و با عبور از تخته سنگ های «گویا و خموش» حدیت وارگه های کهنی را بازگو می کند که به روایت - «کهنه دالوئی پیر» در سرزمینش نرینه ای نمانده تا چرم گاوی حلال کند...ادامه مطلب

 

..........................................................................

علی قلی خان سردار اسعد بختیاری

علی قلی خان بختیاری نامدار به سردار اسعد ( ۱۲۷۴ ق - ۱۳۳۶ ق ) از سرداران بختیاری و از آزادکنندگان تهران در روند انقلاب مشروطه در ایران است. در جریان انقلاب مشروطیت سردار اسعـد با هـمراهی بخـتیاری ها و آزادی خواهان دیگر، سپاهـی گردآورد و راهی تهـران شد و سرانجام با یاری گروهی از آزادی خواهان شمال، در ۲۴ جمادی ثانی ۱۳۲۷ ق. وارد تهـران شدند. سردار اسعد و آزادی خواهان در هنگام ورود به تهـران از سوی مردم با آغوش باز مورد استـقبال قرار گرفـتـند و پس از درگـیری های پـراکنده، شهـر را آزاد ساختند و در روز جـمعه ۲۷ جمادی ثانی سال ۱۳۲۷ ق. ( ۲۱ تـیر ۱۲۸۸ خورشیدی - ۱۶ ژوئیه ۱۹۰۹ میلادی ) نبرد پایان یافت و در ساعت هشت و نیم بامداد ، مـحـمد علی شاه با 500 تن از سربازان و بستگـان و جنگ سالارانش به سفارت روس در زرگـنده پـناهـند شد...ادامه مطلب

..........................................................................

شعر مثنوی  شهر من مسجدسلیمان
شاعر آقای لطفی کریمی

شهر من مسجدسلیمان زنده باد    کی رود این شهر چون جا نم زیا د
شهری آکنده زخلقی قهرمان               درمیا دین قهرما نا نش دوان
شهری همچون مادران مهربان          شیره جانش به ایران داده جان
طفل ایران گر به صنعت جان گرفت    نطفه آن شهر ما سامان گرفت
گر که خوزستان به صنعت شد عظیم     نفت چاه نمره یک در آن سهیم
شهر شرکت شهرصنعت شهر کار       رونق کارش به ملت جان نثار
شهر بر هر قوم دربش باز باز             شهر با هر ملتی مهمان نواز
شهر محور گشته بر اقوام دور       شهر اقوامش همه چون دوست جور
شهر محور بر همه اقوام و کس             ملتی از نو بنا شد زان سپس

مهر شهرماست بر تاریخ نفت            یک هزارو دو صدوهشتادوهفت
مهر شهر ماست بر ایجاد کار              علم وصنعت آمد وشد برقرار
مهر شهرماست بر ایران نو              کهنگی با علم وصنعت شد درو
نو به نو شد چهره شهر از هنر                 از هنر گلها دمیدوداد بر
از دل شعر جوان برخاست جان        جان گرفت شعر از دل شعر جوان
ره چراغا ن می شداز نورنگاه               شاعری تا میرسید از گردراه

با نویسنده زبانها باز شد                        داستانها بر زبان آغاز شد
آن شفییانی علمدار سخن                     آن ستاره در شب لال وطن
بی ره ورهبر نوشت از اصل خویش       با قلم در نقد فرهنگش به پیش
چشممان روشن به سحرسینما             شد بزرگ آن کوچک دنیای ما
ورزشی برخا ست آنهم بی نظیر        قهرمانانی نه ساده بل چو شیر
رشته های ورزشی اغلب بکار        یک به یک لوحی بلند از افتخار
درس و دانش دانش آموزش هزار       سطح دانش وسعتش بیش از شمار
ورزش و صنعت سپس علم وهنر             بس ببار آوردنسلی پر ثمر

خاطرت آید که سرمسجد کجاست     هر بهارش چون بهشتی با صفاست
ماه فروردین طبیعت مست مست       هر نسیمی با گلی افشانده دست
لاله ها رویان چو بینندآفتاب       دشت و صحرا غرق گل در سبزه خواب
چشمه ها جوشان در آغوش بهار            گل هم آغوش نسیم از جویبار
رو به هرسویی نسیم از آفتاب         مست خوابت می کند همچون شراب
روز سیزده مردمان در شور و حال       باد نوروزی به رقص با میشکال

ای خوشا تمبی صفا گردوکلب       دست ها دردست و لیوان لب به لب
ای خوشا روزی دوباره نمره چل        تا ببینم باز موسیو مادمازل
نفتک ما یکسرش دروازه است      راه شهر هربار از آنجا تازه است
ای دل غافل کجا سرکوره هاست       بازدل در عمق آن ره شوره هاست
سی برنج از راه نفتون کی شود         دور نیست اما چگونه طی شود
مال کریم تا شاه نشین یک دره است     دل برای دیدنش یک ذره است
آه گر در ریل ویل بودم کنون       دی بلال میخواندم از فرط جنون
هیچ جا دنیا چو سبزآباد نیست        خنده هیچ جا مثل آنجا شاد نیست
میشکا ل هفت کن به سازت یک نفس     تا که روحم پر کشد از این قفس
میشکا ل هفت کن به هفت لشکر زدل          تا فراموشم شود دنیای ول

من به یا د شهر ماندم بی قرار       من هنوز آنجا به یادم یادگار
من هنوز هم پا توقم بابا علیست      من هنوز آنجا سکویم صندلیست
با آباجی من هنوزم هم کلام         بر لبش خنده چو میکرد سلام
ای خوشا گر نوجوانی راه حل       می شدم در شهر خود یک هم محل
ای خوشا رویای من سازندگی          میشد ازنو پرزنم با زنوگی
ای خوشا کوتاه میشد این سخن       میرسید از بوی جان جانی به تن

............................................................................

 

ریشه شناسی تعدادی از واژگان

مشترک بین گویش لری ممسنی وزبان انگلیسی

گویش لری ممسنی شاخه  ای از زبان لری است ُکه طوایف چهارگانه ممسنی:رستم، بکش،جاویدو دشمن زیاری در شهرستان ممسنی و نواحی مجاور آن در شمال غربی استان فارس و همچنین طوایف لر کهگیلویه و بویر احمد به آن سخن می گویند،گویش لری این نواحی با لری بختیاری و لرستانی تفاوتهای دارد.                        

  فرهنگ و زبان اقوام لر که در بخش وسیعی از ایران زندگی می کنند همچنان نا شناخته باقی مانده است وحتی در بعضی از منابع درسی به اشتباه گویش لری را گاهی منشعب  از فارسی( جغرافی استان کهگیلویه و بویراحمد،ص 14) و گاه شاخه ای از زبان کردی (تاریخ زبان فارسی ، ص 196) نوشته اند،گویش لری با وجود شباهتهای فراوانی که با زبان فارسی نو دارد،دارای ذخیره واژگانی ودستگاه صوتی خاص خود می باشد،از نظر تحولات تاریخی و مقایسه این گویش با زبانهای ایرانی میانه،گویش لری از شاخه زبانها ایرانی جنوب غربی می باشد وازپهلوی ساسانی  شده است... ادامه مطلب    

 

..................................................................................

آبشارهای شوشتر

آبشارهای شوشتر

آبشارهای تاریخی شوشتر در خوزستان مجددا مورد توجه «کمیته میراث جهانی» یونسکو قرار گرفته و به زودی گروهی از این سازمان جهانی برای بازدید از آنها راهی شوشتر خواهند شد....ادامه مطلب

اینجا میتوانید گالری عکسهایی از آبشارهای شوشتر را ببینید

......................................................................

بابا طاهر لر همداني
بابا طاهر لر همداني
واژگان لکی ، بختیاری و خرم آبادی در اشعار بابا طاهر نشانه چیست؟ استاد محترم جناب آقای مینوی نیز در مورد تبار و نژاد بابا طاهر یاداشت هایی دارند، که ایشان یاداشت خود را زیر عنوان ((بابا طاهر لُر)) مرقوم داشته و به کلمه لُر ... همدانی را نیز افزوده است ... در حال حاضر چند شهر از همدان از جمله : نهاوند ، ملایر ، تویسرکان و قسمت هایی از اسد آباد، هنوز به گویش لُری تکلم می کنند و این خود ثابت می کند که در هویت لُری بابا طاهر نباید شک داشت. تشابه وا‍ژگاني اشعار بابا ...با گويش هاي مختلف لري نشانه چيست؟
....ادامه مطلب

 .....................................................................................................

این هم تصویری زیبا از رود کرخه

رود کرخه

برای دیدن تصویر با کیفیت بهتر اینجا کلیک کنید

........................................................................

نمايشگاه مفرغ لرستان در پاريس

ستاره، خسته از سکون طولانی داخل موزه، در نرده پارک را باز کرد و لی لی کنان بدنبال سگی که بیشتربه یک بره کوچک سیاه می مانست وارد پارک شد. انگار بال درآورده بود. با هیجان زیاد به دنبال صدای کودکان و زمین بازی میگشت و من بی اختیار را به دنبال خودش می کشید.
پارک قدیمی و زیبای "مونسو" Parc Monceau)) در کنار موزه "سرنوشی"(Cernuschi) قرار دارد و در واقع، پارک موزه است. پارک "مونسو" با پوشش گیاهی متنوع و با سلیقه مخصوص باغبان های پاریسی و مجسمه های قدیمی فراوان یکی از مشهورترین و زیباترین پارک های شهر است. پارک درتقابل با موزه خلوت، در این ساعت پر از آدم هائی بود که ازیک بعد از ظهر آفتابی آخر هفته که ماه ها در انتظارش بودند استفاده می بردند.
جائی برای تاب بازی پیدا شد و خانمی مسئول اخذ پول از بچه های تاب باز! ... ادامه مطلب

 

............................................................

صدای لر بلاگ ها به زمانه هم رسید

چند مدتی است که موج بزرگ و خوبی از وبلاگ نویسان لر و بختیاری به راه افتاده که پیرامون مسائل مشترک می نویسند ، خوبی این کار اتحاد است ، اتحادی که باعث شده همه در مورد استان خود بنویسند نه روستا یا قبیله شان ، همه در مورد ایران می نویسند و لر های ایران

رادیو زمانه ، که واقعا یکی از معتبر ترین رسانه های فارسی و یک رادیوی وبلاگی بزرگ است بالاخره صدای لر بلاگ ها را شنید ، البته رادیو زمانه نشان داده که به موضوعات این چنینی (حالا ما فقط این بخش لری اش را می بینیم) دارد ، تصاویر و تحلیل هایی پیرامون شاهنامه خوانی در بختیاری ، مصاحبه و ساخت برنامه در مورد موسیقی لری ، حمایت از سالگرد نفت در مسجد سلیمان و غیره از این نمونه ها هستند ....ادامه مطلب

........................................................................................

مقام و موقعیت زن در بختیاری

زنان بختیاری در پایگاه واقعی خود که هدفش گسترش آرمان و منش پارسایی بوده همواره به سختی کوشیده اند. و می توان گفت که آنان ستون فقرات و محور اصلی همه کوشش ها هستند.آنها حتی در صحنه رزم نیز همپای دلیر مردان سرافرازشان با منشی پهلوانی همچو گُردآفرید همواره حضور داشته اند. اشعار قدیمی که از این نبردها باقی مانده آکنده از هم دوشی و برابری زنان با مردان در این نبردهاست . شرایط باز ایلی در بختیاری موجب آن شده که نام زنان و تمجید از آنها در گوشه گوشه اشعار رزمی بختیاری دیده شود . موضوعی که شاید در سایر اقوام و حتی ملل عشایر شرق کمتر صورت پذیرفته است .... ادامه مطلب

......................................................................

خبر : سیزده تير : مرگ 17 جوان زحمتکش ايران

اگر کار بود تهران نمی آمدند

پيش از ظهر امروز هنگامی که پيکر 17 جوان کوهدشتی در اين شهرستان تشييع شد لرستان مبهوت بود که چرا بايد در حادثه ای که در صدها کيلومتر دورتر از لرستان اتفاق افتاده است شاهد مرگ 17 جوان کوهدشتی باشد. اما پاسخ به زودی اينگونه ذهن ها را نهيب می زند که اگر شرايط اشتغال اين 17 نفر در لرستان مهيا بود برای کار به تهران نمی آمدند و ...

پيش از ظهر امروز پيکر 17 جوان کوهدشتی که بين 17 تا 25 سال داشتند روی دست مردمی تشييع شد که اندوه و بهت در چهره شان ديده می شد.

اندوهی به اندازه غم دنيا و بهتی به اندازه باور نکردن مرگ جوانانشان ... ادامه مطلب از سایت روشنگری

انجمن فرهنگی - اجتماعی ستین حادثه دردناک پیش آمده را به خانواده های داغدار این قربانیان و بازماندگان ایشان تسلیت میگوید و خود را در غم خانواده های این جان باختگان شریک میداند

............................................................

مرتع

فیلم مستند مرتع

تماشای فیلم مستند مرتع که نشان دهنده تلاش و مشقتهای مردم لر بختیاری و پشتکار این انسانها ضمن کوج ایشان برای استفاده از علفزار و مراتع برای دامهای خویش بوده را تماشا کنید، این فیلم مستند مربوط به شرایط زندگی این مردم در هشتاد و سه سال پیش میباشد

......................................................................................

نصراله کسرائیان

نصراله کسرائیان - عکاس

نصراله کسرائیان در سال 1323 هجری شمسی در خرم آباد متولد گردید، وی در حالی که خیلی جوان بود علاقه مند به هنر عکاسی شد. زمانیکه وی سال دوم دانشکده رشته حقوق دردانشگاه تهران بود با یک عکاس فرانسوی آشنا شد که این عکاس آقای کسرائیان را به فراگیری ایده های جدیدی در خصوص تکنیکهای عکاسی از طبیعت تشویق و ترغیب کرد ...ادامه مطلب